|
نویسنده : blogger
|
نظرات () |
بعضی وقتها یه اتفاقایی تو زندگی می افته که آدمو مجبور می
کنه برگرده و گذشتشو مرور کنه. از ظهر داشتم به گذشتم فکر می کردم به این که چه
خطایی ازم سر زده که حالا دارم تاوانشو پس می دم؛ ولی هر چی فکر می کنم عقلم به جایی
قد نمی ده ؟؟؟
این ضرب المثلُ حتما شنیدید که مارگزیده از یه سوراخ دوبار گزیده نمی شه، ولی من اعتراف می کنم که از یه سوراخ (یه موضوع) دوبار گزیده شدم؛ چراشو نمی دونم ...
ولی خوب خیلی مهم نیست، این نیز بگذرد ...
اصلا حالم خوب نیست 
پ.ن: پایان ناآرامی ها !!!!
»
مرتبط با : دلنوشته
برچسب ها : -
تبلیغات



، ولی خوب عیبی نداره واقعا لازم بود، بازار نه ها! دیدن فائزه و حرف زدن باهاش !
، یادش بخیر. 
